|
در تكوين سبك يك نويسنده، علاوه بر انگاره ها و انگيزشهاي فردي و دروني، شمار زيادي از محرك هاي مرتبط با محيط اجتماعي و محيط جغرافيايي همواره اثر گذار بوده است.
حتا عامليت انگيزش هاي دروني نيز در اغلب اوقات مي تواند به سادگي قائم به قدرت موثرهاي بيروني باشد.
اگر استخوان بندي يك اثرادبي_ به خصوص از نوع روايتي آن_ از چهار ستون سوژه گزيني، ساخت زباني، جهان نگري، و پرداخت هنري تشكيل شده باشد، عمده ترين مواد اوليه ي آن شالوده، از طريق مجموعه اي از عوامل ديگر حاصل مي شود كه همگي به خاستگاه اقليمي نويسنده مربوط مي شوند، يعني عواملي چون:
محيط اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي، تاريخي، ومحيط طبيعي.
|